كسب رتبه اول در علم واقتصاد
------------------------------------
من مكرر گفتم، الان هم دارم به شما جوانهاي عزيز ميگويم؛ سند چشمانداز يك انشاي مدرسهاي نبوده كه كسي بنشيند بنويسد؛ يك آرزوي محض و آرزوي خام هم نبوده؛ اينها چيزهايي است كه با ملاحظه و محاسبه همه جهات روي كاغذ آمده و معنايش اين است كه اين شدني است. اينكه ما گفتيم در ظرف بيست سال بايد رتبه بالا را در منطقه، در علم و در اقتصاد داشته باشيم، با محاسبه همه جوانب قضيه نوشته و تنظيم شده؛ و اين شدني است. (03/07/ 1384)
پيشرفت و رشد علمي و اقتصادي
----------------------------------------
گرچه اسلام نهضت و حركت معنوي و اخلاقي بود و هدف اعلاي اسلام عبارت است از ساخت انسان متكامل و منطبق با طراز اسلامي، لكن بدون شك پيشرفت علم و پيشرفت و اعتلاي اقتصادي جزو هدفهاي اسلامي است؛ لذا شما ملاحظه ميكنيد كه در تمدن اسلامي، اسلام در يكي از فقيرترين و عقبماندهترين نقاط دنيا ظهور كرد؛ اما هنوز پنجاه سال از عمر آن نگذشته بود كه بيش از پنجاه درصد از دنياي متمدن آن روز در زير پرچم اسلام قرار گرفت و هنوز بيش از دو قرن از عمر اين تمدن نگذشته بود كه دنياي بزرگ اسلامي در آن روز، قله تمدن بشري از لحاظ علم و انواع دانش و پيشرفتهاي مدني و اقتصادي شد؛ اين نبود مگر به بركت تعاليم اسلام. اسلام به ما نميگويد كه ما معنويت را ملاحظه كنيم، اما از متن زندگي جامعه انساني غافل بمانيم. ما بايد براي استقلال امت اسلامي و براي عزت آن، همه تدابير لازم را بهكار ببريم، كه يكي از مهمترين آنها، مسئله اقتصاد است. بنابراين، تلاش براي رشد و توسعه و اعتلاي جنبه اقتصادي دنياي اسلام، از كارهايي است كه بلاشك جزو هدفهاي اسلامي است. (25/06/ 1383)
گشايش امور اقتصادي و زدودن فقر و فساد
-------------------------------------------------
اينك كه بحمدالله اين فرصت تازه و فضاي پرنشاط در كشور پديد آمده، جاي آن است كه لحظه لحظه وقت مسئولان و نخبگان و امناء ملت، به خدمت و تلاش مخلصانه سپري شود و عزم و همت همگان، به سوي بسط عدالت و ارتقاء معرفت و معنويت و گشايش امر اقتصاد و معيشت عمومي، معطوف گردد و فقر و فساد و تبعيض كه محصول حاكميت جهل و ظلم و خودكامگي طواغيت در روزگاري بس طولاني است، از صفحه زندگي ملت ايران زوده شود. (11/05/ 1380)
تكيه بر اقتصاد منهاي نفت
-------------------------------
بنده از چند سال قبل ـ دو، سه سال قبل ـ شعار تكيه بر "اقتصاد منهاي نفت " را با مسئولين كشور در ميان گذاشتم؛ آنها هم انصافا استقبال كردند. البته كار آساني نيست. اين كار در طول يك سال و دو سال و پنج سال، انجام نميگيرد؛ بايد به مرور و بتدريج انجام گيرد، كه ما براي اداره امور كشور، براي كارهاي گوناگون كشور، براي واردات و خدمات كشور، براي آموزش و پرورش و بودجه جاري كشور، مجبور نباشيم نفت را كه ذخيره ماست، بفروشيم و گندم، يا شير خشك وارد كنيم! اين غلط است.
چند سال است كه اين مطلب [اقتصاد منهاي نفت] را به مسئولين گفتهايم؛ مسئولين هم ـ چه در دولت قبل، و چه در دولت فعلي ـ جدا اين قضيه را دنبال كردند و ميكنند كه شايد بتوانند؛ اما كار دشوار است. اين خشت كجي است كه در زمان رژيم پهلوي گذاشته شده است. آن جواناني كه نميدانند رژيم گذشته با اين كشور چه كرده است، بدانند يكي از دهها كار خيانتآميزي كه كردند، اين است! اقتصاد اين كشور را متكي به نفت كردند كه به آساني هم نميشود آن را تغيير داد و دگرگون كرد! اين ملت اگر بتواند، بايد با صادرات گوناگون ـ صادرات ميوه، صادرات معادن گوناگوني كه در اين كشور هست، توليدات صنعتي، كشاورزي و خدمات ـ اين كشور را اداره كند. (01/01/ 1377)
آينده نگري در باره اقتصاد وابسته به نفت
-----------------------------------------------
اگر يك روز نفت منطقه خاورميانه تمام شود ـ كه ممكن هم هست چنان روزي پيش آيد ـ دولتها بايد به فكر باشند. اينكه ما اين قدر روي اقتصاد بدون نفت تكيه ميكنيم و اصرار داريم كه هر چه ممكن است، درآمد كشور را از نفت به درآمدهاي ديگر ببريم، به همين خاطر است. امروز بعضي از كشورها ـ از جمله خود امريكا ـ نفت خودشان را استخراج نميكنند؛ نفت وارد ميكنند، چون به اين قيمتي كه نفت را ميخرند، يعني در واقع مفت! نفت صادركنندگان اين منطقه، با استخراج هر چه بيشتر و فروختن هر چه بيشتر به اين ثمن بخس، بعد از گذشت چند سال تمام ميشود؛ ولي چاههاي آنها هنوز نفت خواهد داشت. البته چاههاي نفت امريكا، به بركت وفور چاههاي نفت ما نيست ـ چاههاي متوسطي است ـ ولي بههرحال نفت هست. (28/10/ 1375)
جهاد در راه اقتصاد بدون نفت
------------------------------------
آرزوي واقعي من ـ كه البته ممكن است به اين زوديها قابل تحقق نباشد ـ اين است كه ما در چاههاي نفت را ببنديم و اقتصاد خود را براساس كالاها و محصولات غير نفتي بنياد نهيم. يعني فرض كنيم اين كشور، كالايي به نام نفت ندارد. البته اين كار ممكن است در اين سالها و به اين زوديها عملي نباشد. زيرا دشمنان ايران در دوران رژيم وابسته و فاسد پهلوي، بيش از حد تصور خرابكاري كردهاند و چنان ملت و كشور ما را به نفت وابسته نمودهاند كه نشود به اين آساني چنين كاري را كرد. اما روزي بايد اين كار بشود و آن روز، روزي است كه ملت ايران بدون اينكه سرمايههاي خود را مفت و مجاني به دست كساني بدهد كه با كمال خباثت از ثروت ملي كشورها استفاده ميكنند، با تكيه بر امكانات ذاتي، روي پاي خودش بايستد. (13/02/ 1373)
حركت به سمت رفع محروميت
------------------------------------
طبق آيه قرآنكه فرمود: "و نريدان نمن علي الذين استضعفوا في الارض و نجعلهم ائمة و نجعلهم الوارثين "، انسان ميفهمد جهت حركت كلي اديان الهي، بهسمت رفع استضعاف و محروميت است. اين است كه اسلام و پرچم دين را، از پرچمهاي فرهنگها و تمدنها و ايدئولوژيها و مكاتب گوناگون، به كلي متمايز ميكند: سعي براي طبقه محروم. امروز در دنياي سرمايهداري و كشورهايي كه زير سلطه استكبار جهاني است، حركت بهسمت رشد پولداران و سرمايهداران است؛ و آنچه به فكر آن نيستند، طبقات محروم است. اگر يكوقت كمكي هم به محرومين بشود، براي اين است كه بتوانند از آنها به نفع پولداران و سرمايهداران استفاده كنند. مبناي اقتصاد امروز دنياي سرمايهداري و استكبار، بر اين است. در طول زمان هم، هميشه سلاطين و قدرتمندان و مستكبران، بر همين روال حركت كردهاند. اما اسلام اين را نميگويد. اسلام ميخواهد محروميت از روي زمين و بخصوص در جوامع اسلامي، برداشته شود. آنجا كه دين خدا حاكم است، بايد محروميت نباشد. انسانها بايد از مواهب الهي برخوردار شوند، تا بتوانند در يك محيط مناسب و مساعد، خود را به كمال برسانند. عدل در جامعه بايد مستقر شود. اين، شعار اسلام است و شعاري است كه دنبال آن، عمل است و شعاري است كه براي تودههاي مظلوم و محروم عالم، داراي جاذبه است. (15/07/ 1371)
استقلال كامل اقتصادي
------------------------------
بايد اين ملت بتدريج، با ابتكار و تلاش خود و با قوت مديريتي كه بر آن اعمال ميشود و نيز با وحدتي كه همه مردم در جهت آزادي و استقلال دارند و همچنين با آشنايي آنها به توطئه و ترفندهاي تبليغاتي دشمن، به طرف آزادي و استقلال كامل اقتصادي برود. البته، مقدمه اين استقلال اقتصادي، استقلال سياسي است. كشورهايي كه از لحاظ سياسي وابسته هستند، قادر نخواهند بود و اصلا انگيزه ندارند كه آزادي و استقلال اقتصادي را به دست آوردند. بحمدالله در مملكت ما، استقلال و آزادي سياسي وجود دارد كه دنباله آن، استقلال اقتصادي و بالاتر از همه استقلال فرهنگي است؛ آن هم فرهنگ مستقل با طرد نشانههاي فرهنگ منحط و فاسد غربي از جامعه. (01/09/ 1368)
بهترشدن و مبارزه با پاره ابرهاي فتنه از لحاظ اقتصادي و...
-------------------------------------------------------------------
به بركت هدايت امام و رهبر عظيمالشأنمان، از گذرگاههاي بسيار خطرناكي گذشتيم. با قوت و قدرت، راه را ادامه ميدهيم و كشور را ميسازيم و قدرتمان را از لحاظ اقتصادي و نظامي و سياسي و توانايي عظيم فرهنگي اضافه ميكنيم و روزبهروز در جامعه پيشرفت خواهيم كرد. ما مسلمانيم، قرآن در دست ماست و دلهاي ما به اسلام و قرآن وابسته است. قرآن فرموده است: "كنتم خير امة اخرجت للناس ". بايد بهترين باشيم. بايد پيش برويم و خواهيم رفت. شبهاي تاريك و ظلماني را گذراندهايم، باز هم پارههاي ابر فتنه را در هر زماني با تمسك به خداوند و قرآن، از سر خواهيم گذراند. (28/07/ 1368)
لزوم بالا رفتن توليد ملي
------------------------------
ما بايد توليد ملي را افزايش بدهيم، تقويت كنيم؛ عادت كنيم به مصرف توليدات داخلي؛ عادت كنيم به بالا بردن كيفيت توليدات داخلي، كه البته در اين مورد مسئولين دولتي و همچنين قانونگذاران وظائف سنگيني دارند من نسبت به مسئله مديريت واردات به دولتيها سفارش كردم؛ الان هم تأكيد ميكنم. من نميگويم واردات متوقف بشود؛ چون يك جاهايي لازم است كه واردات انجام بگيرد؛ اما واردات بايد مديريت بشود. يك جايي واردات مطلقاً نبايد بشود؛ يك جاهايي بايد انجام بگيرد. با مديريت، واردات انجام بگيرد. البته مسئولين محترم دولتي به من گفتند كه قوانيني كه مجلس تصويب كرده، به ما اجازه نميدهد جلوي واردات را بگيريم؛ من خواهش ميكنم اين قضيه را حل كنند. اگر واقعاً قانوني وجود دارد كه دولت را ممنوع ميكند از جلوگيري از واردات، اين قانون را اصلاح كنند؛ جوري باشد كه مديريت بشود. بايد توليد ملي بالا برود. (27/5/ 1389)
اهميت كارآفريني در موقعيت امروز
----------------------------------------
به دو دليل كار و طبعاً كارآفريني اهميت بيشتري دارد. دليل اولش اين است كه ما در يك برههاي هستيم كه آماده جهشيم؛ ما امروز آماده جهش در پيشرفتيم. مسئله ما امروز فقط مسئله حركت به جلو نيست. شرايط كشور به گونهاي شده كه اين ملت ميتواند يك حركت عظيم، يك جهش در پيشرفت براي خودش به وجود بياورد. چرا؟ اولاً زيرساختهاي زيادي آماده شده؛ علم در كشور بالا رفته؛ مديريتهاي قوي به وجود آمده است. يكي از مشكلات ما در گذشتهها، نبودن مديريتهاي قوي و سالم در كشورمان بوده. امروز ما تجربه يك مديريت انقلابي قوي سي ساله داريم. پس اين يك زيرساخت است زمينههاي كار فراهم شده است؛ اميد به پيشرفت زياد شده است. وقتي ميآيند ميگويند ما دارويي را در كشور ساختيم كه همه دنيا به آن احتياج دارند، همه دنيا هم به آن مبتلا هستند، هيچ كدام از مراكز علمي دنيا هم هنوز آن دارو را نتوانستند بسازند، ما توانستيم بسازيم، اين خب، اميد ميدهد به جوان ما. وقتي كه ملت مشاهده ميكند كه ما بدون اينكه يك كشور پشتيباني داشته باشيم، توانستهايم از درون خودمان دانش هستهاي را رشد بدهيم، فوران بدهيم، به پيشرفت برسانيم، خب جوان اميدوار ميشود.
دليل دومِ ما كه امروز كار برامان مهم است، كارآفريني مهم است، اين است كه ما امروز در مقابل يك فشار جهاني قرار داريم. دشمني وجود دارد در دنيا كه ميخواهد با فشار اقتصادي و با تحريم و با اين كارهايي كه شماها ميدانيد، سلطه اهريمني خودش را برگرداند به اين كشور. هدف اين است...مسئله، مسئله فشار است، ميخواهند يك ملت را به زانو در بياورند؛ ميخواهند انقلاب را زمين بزنند. يكي از كارهاي مهم همين تحريم اقتصادي است. ميگويند ما طرفمان ملت ايران نيست! دروغ ميگويند؛ اصلاً طرف، ملت ايران است. تحريم براي اين است كه ملت ايران به ستوه بيايد، بگويد آقا ما به خاطر دولت جمهوري اسلامي داريم زير فشار تحريم قرار ميگيريم؛ رابطه ملت با نظام جمهوري اسلامي قطع بشود. هدف اصلاً اين است. البته ملت ما را نميشناسند؛ مثل همه موارد ديگر محاسباتشان غلط اندر غلط است. ... اين ملت راه را پيدا كرده. اصلاً محاسباتشان اشتباه است؛ نميفهمند چه كار بايد بكنند و چه كار دارند ميكنند. خب، اما فشار ميآورند؛ فشار اقتصادي از راه تحريمها. (16/6/ 1389)
هدف كلان ملت و مسئولان، پيشرفت و عدالت
-----------------------------------------------------
در اين مرحله، هدف كلان ملت عزيز ما و مسئولان بايد پيشرفت و عدالت باشد. "پيشرفت " و "عدالت " دو خواستهاي است كه انسانها به آن نيازمندند. پيشرفت، يعني از لحاظ علم و عمل و آنچه كه در دنيا براي يك جامعه لازم است، به نتائج مطلوب برسد. عدالت هم يعني ميان انسانها تبعيض وجود نداشته باشد، بيعدالتي نباشد، ظلم نباشد. هر دو خواسته، جزو خواستههاي اساسي و اصلي و ديرين بشريت است، كه تا تاريخ بشر وجود داشته است، اين دو خواسته، خواسته اصلي انسانها بوده است: پيشرفت و عدالت. اين شعارها را ميشود داد؛ مهم اين است كه كي ميشود به اين شعارها عمل كرد. ما در نظام جمهوري اسلامي، اين دهه چهارم را هنگام مناسب براي عمل در جهت رسيدن به اين دو شعار يافتيم. پيشرفت را ميشود به معناي حقيقي كلمه به دست آورد؛ عدالت را هم با رشدي كه در جامعه ما هست، با آگاهي و بصيرتي كه مردم ما بحمداللَّه پيدا كردهاند، موانع را شناختهاند، اهداف را تشخيص دادهاند، دوست و دشمن را امروز جوانهاي ما تشخيص ميدهند، اگر مسئولي در پي عدالت باشد، ميتواند در جامعه ما مقدمات استقرار عدالت كامل را فراهم كند. البته اين كارِ كوتاهمدت نيست، كارِ بلندمدت است. بنابراين اين دهه را، دهه پيشرفت و عدالت در نظر ميگيريم. هر اقدامي كه ميشود، هر برنامهريزياي كه ميشود، بايد اين دو عنصر در آن ملحوظ باشد؛ هم در جهت پيشرفت جامعه باشد، هم در جهت عدالت باشد. (1/1/ 1389)
جهاد و مبارزه با فقر، فساد و بيعدالتي
------------------------------------------------
و از همه مهمتر، همت مضاعف و كار مضاعف در مبارزه با فقر، در مبارزه با فساد، در مبارزه با بيعدالتي. اينها چيزهايي است كه ما در پيش روي خودمان داريم. ملت، دولت و مسئولان بايد تلاش كنند. (1/1/ 1389)
جهاد اقتصادي؛ رفع نيازهاي مردم
---------------------------------------
كمك به رفع اين نيازها[ي مردم]، جزو جهاد اقتصادي است؛ جزو كار بزرگ است. امروز ما با مديران و مسئولان بخشهاي مختلف، در زمينه محيط زيست، هواي آلوده، مشكلات گوناگون، درباره اين مردم، همين طور گفتگوهايي داشتيم. انشاءاللَّه بايد اين مسائل را دنبال كنند. بايد مشكلات مردم حل شود. اينها همه اجزايي است از مجموعه يك جهاد عظيم و همهجانبه اقتصادي. با همكاري، همدلي، احساس برادري، احساس عمل للَّه و كار براي خدا، اين ملت ميتواند جايگاه شايسته خود را پيدا كند. (8/1/ 1390)
فوريت و اولويت مسئله اقتصادي
--------------------------------------
به نظر صاحبنظران، امروز در اين برهه از زمان، مسئله اقتصادي از همه مسائل كشور فوريت و اولويت بيشتري دارد. اگر كشور عزيز ما بتواند در زمينه مسائل اقتصادي، يك حركت جهادگونهاي انجام بدهد، اين گام بلندي را كه برداشته است، با گامهاي بلند بعدي همراه كند، بلاشك براي كشور و پيشرفت كشور و عزت ملت ايران تأثيرات بسيار زيادي خواهد داشت. ما بايد بتوانيم قدرت نظام اسلامي را در زمينه حل مشكلات اقتصادي به همه دنيا نشان دهيم؛ الگو را بر سر دست بگيريم تا ملتها بتوانند ببينند كه يك ملت در سايه اسلام و با تعاليم اسلام چگونه ميتواند پيشرفت كند. (1/1/ 1390)
رونقبخشي به زندگي مردم
----------------------------------
هر چه بتوانيد مظاهر زندگي مادي را در جهت خدا قرار دهيد، سود كردهايد و بهره بردهايد. و اين معناي آخرت است. تجارت هم، اگر براي رونق دادن به زندگي مردم باشد و نه اندوختن سرمايه براي خود، عين آخرت ميشود. همه كارهاي ديگر دنيا، از همين قبيل است. (13/12/ 1372)
تلاش براي طراحي برنامههاي اقتصاد واقعي
----------------------------------------------------
تورمهاي جهاني روي تورم كشور ما اثر ميگذارد؛ اما سياستهايي كه امروز در زمينههاي اقتصادي وجود دارد، سياستهاي حقيقي است؛ يعني آنچه كه بهعنوان درآمد ملي مطرح ميشود و براي آن تلاش ميگردد و برنامههاي اقتصادييي كه امروز دارد طراحي ميشود، برنامههايي است كه به معناي واقعي كلمه ميتواند جيب كشور را پر كند؛ چيز صوري و ظاهري نيست. در گذشته، صنعتي هم كه ميآوردند، صنعت دروغيني بود؛ صنعت بود، اما آن صنعتي نبود كه كشور را بينياز بكند. جاهاي گوناگوني از تسلسل صنعتي ـ آن زنجيره لازمي كه در يك كشور هست؛ از معدن و از مواد اوليه، تا محصول مورد استفاده در داخل خانههاي مردم ـ منقطع بود؛ عمدا منقطع نگه ميداشتند؛ براي اينكه هميشه به خارج احتياج داشته باشند؛ اما امروز اينطوري نيست؛ امروز دارند جدي كار ميكنند. (30/11/ 1370)
استقلال در توليد صنعتي
------------------------------
ما بايد از لحاظ اقتصادي هم خودمان را بهطور كامل از زير نفوذ قدرتها خارج كنيم. يعني ملت ما بايد بتواند بنابر تشخيص و مصلحت خود، آن صنعت و كالا و متاعي را كه احتياج دارد، در داخل كشور و با استفاده از منابع و امكانات موجود توليد كند. البته، امروز ما هنوز براي اين كار مشكلاتي داريم و ملت به آن حد نرسيده است كه بتواند تمام نيازهاي خود را در داخل برآورده كند؛ زيرا در گذشته همه چيز اين ملت به گونهيي بنا شده بود كه به همان قدرتها وابسته باشد. صنعت دقيق ما كه جاي خود دارد، حتي كشاورزي ما را وابسته كردند و بيگانگان و قدرتهاي حاكم و رژيم منحط پهلوي و قبليها، كاري كردند كه كشاورزي ما با پيشرفتهاي علمي دنيا ناآشنا باشد. (01/09/ 1368)
رشد هشت درصدي در برنامه پنجم
-----------------------------------------
آنچه كه در اين زمينه با عنوان شاخص وجود دارد و مهم است، رشد پرشتاب كشور به ميزان تعيين شده در برنامه پنجم است كه اعلام شده است؛ يعني حداقل رشد هشت درصدي. در اين رشد، سهم بيشتر مربوط به بهرهوري است؛ يعني ما بتوانيم از امكانات كشور به شكل بهتري استفاده كنيم. (1/1/ 1390)
منبع : كتاب "جهاد اقتصادي از منظر مقام معظم رهبري "
نظرات شما عزیزان: